۱۳۹۴ آبان ۲۲, جمعه

عشق متضمن مفهوم رهایی ست

«به جای رها شدن/ سنگین سنگین بردوش می کشیم/ بار دیگران را/ به جای همراهی کردنشان/عشق ما نیازمند رهایی ست نه تصاحب»/ شاملو

بودنِ دو آدم کنارهم، برای من همیشه تنها حاوی یک مفهوم بوده؛ - همراهی -
وهمراهی کردن هرگز به معنای باردیگری را به دوش کشیدن نیست. ما مسوول رفتارها وهنجارپذیری/یا ناپذیری دیگران نیستیم. ما، تنها مسوول رفتارهای خود هستیم.

من به آدمهایی برخوردم که خیلی تلاش کردندکه مسوولیت امورهمسر/معشوق/فرزندشون، رو به دوش بگیرند اما درزندگی اجتماعی حتی قادر به پذیرش مسوولیت حرفهای خود نیستند.

ازاینها گذشته، وقتی من، تمام انرژی خودرا صرف شخصی دیگر می کنم بالطبع انتظارات زیادی هم از او دارم واین بر بی منطق شدن نظام زندگی اثرگذاراست.

«سِ» عزیز!
از من نخواه که موتورحرکت تو باشم. من, دربهترین حالت مشوق تو ازطریق تغییر آستانه ی وجودی است.
شاید حرکت های من درزندگی بتواند در درون خود تو اشتیاقی برای رشد و انگیزه ای برای حرکت شود.همین و نه بیشتر. ازتو هم انتظاری برای رشدِ خود ندارم.

ما معشوقِ همیم نه محرک!